تبلیغات
ریووووو - ترفند محبت کردن
403488_123335881140891_62547884_n

روزی روزگاری درسرزمینی دهقانی و شکارچی باهم همسایه بودند.
شکارچی سگی داشت که هر بار از خانه شکارچی فرار میکرد و به مزرعه و آغل دهقان میرفت و خسارتهای زیادی به بار می آورد.
هر مرتبه دهقان به منزل شکارچی میرفت و شکایت از خسارت هائی که سگ او به وی وارد آورده میکرد.
هر بار نیز شکارچی با عذر خواهی قول میداد که جلوی سگش را بگیرد و نگذارد دیگر به مزرعه وی برود.
مرتبه بعد که همین حادثه اتفاق افتاد ، دهقان که دیگه از تکرار حوادث خسته شده بود ، بجای اینکه پیش همسایه اش برود و شکایت کند ، سراغ قاضی محل رفت تا از طریق قانون شکایت کند.
در محل قاضی هوشمندی داشتند
دهقان برای قاضی ماجرا را تعریف کرد.
قاضی به وی گفت من میتوانم حکم صادر کنم و همسایه را مجبور کنم و با زور تمام خسارت وارد آمده به شما پرداخت کند.
ولی این حکم دو نکته منفی دارد.
یکی احتمال اینکه  که باز هم این اتفاق بیفتد هست،
دیگر اینکه همسایه ات با شما بد شده برای خودت یک دشمن ساخته ای.
آیا میخواهی در خانه ای زندگی کنی که دشمنت در کنار شما و همسایه شما باشد؟
راه دیگری هم هست
اگر حرف هائی را که به شما میزنم اجرا کنی احتمال وقوع حادثه جدید خیلی کمتر و در حین حال از همسایه ات بجای دشمن یک دوست و همیار ساخته ای.
وی گفت اگر اینطور است حرف شما را قبول میکنم و به مزرعه خویش رفت و دوتا از قشنگترین بره های خودش را از آغلش بر داشت و به خانه شکارچی رفت. دهقان در زد، شکارچی در را باز کرد و با قیافه عبوسی به وی گفت دیگه سگ من چکار کرده؟
دهقان در جواب، به شکارچی گفت من آمدم از شما تشکر کنم که لطف کردید و سعی کردید جلوی سگ تان را بگیرید که به مزرعه من نیاید.

بخاطر اینکه من چندین مرتبه مزاحم شما شده ام دوتا بره به عنوان هدیه برای فرزندان شما آوردم.
شکارچی قیافه اش باز شد و شروع به خنده کرد و گفت نه شما باید ببخشید که سگ من به مزرعه شما آمده.
با هم خداحافظی کردند وقتی داشت به مزرعه اش برمی گشت صدای شادی و خوشحالی فرزندان وی را از گرفتن هدیه ای که به آنها داده بود را می شنید.
دهقان روز بعد دید همسایه اش خانه کوچکی برای سگش درست کرده که دیگه نتواند به مزرعه وی برود.
چند روز بعد شکارچی به خانه دهقان آمد و دوتا بز کوهی که تازه شکار کرده بود را به عوض هدیه ای که به وی داده بود داد و با صورتی خندان گفت چقدر فرزندانش خوشحالند وچقدر از بازی با آن بره ها میبرند و اگر کاری در مزرعه دارد با کمال میل به وی کمک خواهد کرد.


دیدگاه ها : پیام دوستی




نظر شما درباره این صفحه

نوشته شده توسط :   مزرعه
حکایت فوق لعاده زیبایی بود واقعا این ی چیز تجربه شده است ک میشه اگه کسی سرت داد کشید تو بجای داد کشیدن سلام کنی
قال الله تعالی: مومنین خدای رحمان کسانی هستند ک در جواب درشتی و ناسزایی ک میشنوند فقط میگویند سلام

اگه ما واقعا سعی کنیم ک بجای پیروزی توی ی نزاع اونو ب سمت رضای خدا پیش ببریم خیلی عالی میشه
ارسال شده در یکشنبه 9 تیر 1392 04:28 ب.ظ

نوشته شده توسط :   hamed
با سلام وبلاگ قشنگی داری دوست خوبم.من برای شما یک پیشنهاد جدید و خیلی عالی دارم.آیا دوست دارید به ازای هر بازدید و کلیک کاربراتون ، درآمد داشته باشید؟ آیا می دانید در این کار سرمایه شما بازدید کنندگانتان هستند؟ همچنین در زمینه جذب افراد می توانید با ما همكاری دائمی داشته باشید ؟ و به مرور و با همكاری مداوم و حرفه ای شدن در این كار ماهانه درآمد مناسبی خواهید داشت و می توانید این كار را به عنوان یك شغل پردرآمد حتی در منزل برای خود در نظر بگیرید كه زمان زیادی هم از وقت شما را نمی گیرد.برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام روی لینک کلیک کنید.
منتظرتم
ارسال شده در شنبه 8 تیر 1392 08:00 ب.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.